
کتاب شب بارانی اثر معصومه سیلاخوری نشر پرسمان
نویسنده
معصومه سیلاخوری
مترجم
-
شابک
978-6001870675
تعداد صفحه
۲۴۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
نوبت چاپ
۲
سال چاپ
۱۴۰۳
گروه سنی
بزرگسال
محمد به نزدیک باران رفت و او را بغل کرد و گفت: «من دلم میخواد تا سال بهنام هم به تو احترام بذارم و هم به بهنام و این عقدی که کردیم فقط جنبهی حلال بودن رابطهی من و تو رو داره، چون میخوام کنار تو و بچهها باشم. کاری میکنم که تو و بچهها یک دقیقه نبودن منو تحمل نکنید.» باران در حالیکه سرش را به سینهی محمد چسبانده بود، گفت: «محمد!» جانم، عمرم! محمد من نمیخوام یک لحظه هم بدون تو باشم. محمد در حالیکه موهای او را نوازش میکرد گفت: «من به تو قول میدم که هیچوقت از تو و بچهها جدا نباشم و این هم که گفتم اتاق پایین رو برمیدارم، فقط میخوام به حرمت بهنام تا شب عروسیمون صبر کنم و توی این سه چهار ماه وقت دارم که مجنونتر و عاشقتر از هر زمان دیگه بشم، ضمن اینکه توی این چهار ماه حسابی وقت دارم که بیشتر با بچهها و به خصوصیات اخلاقی تک تک اونا آشنا بشم تو که مخالف نیستی عزیزم؟» باران در حالیکه صورتش را پاک میکرد گفت: «خیلی دوستت دارم محمد.»
کتاب شب بارانی اثر معصومه سیلاخوری در بازار نشر ایران توزیع شده است. این محصول در سال ۱۴۰۳ انتشارات پرسمان به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه رقعی در سایت تار و پود قرار دارد.